بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب «رومانف ها» نوشته «کندیس فلمینگ» با ترجمه «محمدکاظم شجاعی»

کتابی جذاب و خواندنی در مورد آخرین سال های حکومت آخرین خاندان سلطنتی در روسیه
داستان کتاب به صورت بسیار جالب و هیجان انگیزی نوشته شده به طوری که من کل کتاب رو در 3 چهار روز خوندم، ترجمه کتاب هم نسبتا خوب و قابل قبول اه. خوندنش حس خوندن یک رمان تاریخی رو به آدم میده که هرچند روایت گری صحنه ها توش زیاده اما آدم رو خیلی خسته نمی کنه. شخصیت های عجیب ( و البته واقعی) و اتقاقات هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی، باعث شده که یک داستان واقعی جذاب به وجود بیاد.
یک موضوعی که جالب بود در داستان خانواده نیکلای رومانف این بود که این خانواده شامل 4 دختر و 1 پسر، دوره های خوش و ناخوش بسیاری رو پشت سر گذاشتند اما هیچ وقت نامید نشدند و همواره (اگر قول داستان راست باشه) سعی می کنند از سخت ترین شرایطی که درش بودند بهترین ها لحظه ها رو خلق کنند. همه خانواده اهل عکاسی و خاطره نویسی بودند. اوج این ماجرا اون جا است که انقلابیون این خانواده رو زندانی می کنند و مجبورشون می کنند که حدود 15 نفر (خانواده به همراه نوکرهای خانواده سلطنتی) در یک ساختمان با 5 اتاق زندگی کنند، بدون هیچ پنجره ای و فقط با روزی 1 ساعت بیرون رفتن از خانه.
تو این شرایط که دیگه لباس ها رو فقط هفته ای یک بار برای رختشورخانه می فرستادند، دو تا از دخترهای تزار، از زندانبان ها درخواست می کنند که لباس شستن رو به اون ها یاد بدهند، دخترها بعد از اینکه لباس شستن رو یادگرفتن کلی ذوق کردن و نون پختن رو هم یادگرفتن!! در حالیکه آدم انتظار داره دختر تزار در چنین شرایطی که تو سن 19 20 سالگی یه عده کارگر تفنگ به دست هر روز آزارشون میدن، یا فقط غر بزنه و یا با نامیدی خودکشی کنه.
راز این سازگاری با شرایط خانواده نیکلای، اعتقاد دینی بسیار قوی اون ها بود، تا حدی که البته گاهی دیگه بیش از حد میشد و کلا امور کشور رو به خدا می سپرد به جای وقت گذاشتن. اما بچه ها ، اون ها با این بنیه اعتقادی و دینی قوی ، هیچ وقت سرخورده نشدند، در زمان جنگ تو بیمارستان پرستار بودند، بعدا به خدمه کمک می کردند در دوران اسارت و غیره.
توصیه می کنم که این کتاب رو مطالعه کنید و امیدوارم از خوندنش لذت ببیرید.
برچسب:
نویسنده: پویان اکبرینژاد